نزاع به حكميت ارجاع شد و رأي حَـكَـمها كه بهسود دانشگاه بود در سال 1314، مورد تأييد شاه قرار گرفت. آن فرمان شاهانه به تاريخ 7 آوريل 1314 اصول اساسي دانشگاه را معلوم ميكند. ولي راهبان، كه از سوي پاپ يوحناي بيستودوم تشويق ميشدند، به پافشاريشان ادامه دادند و تا سال 1320 دربرابر دانشگاه سر فرود نياوردند.
نزاع آنان چيزي جز كشمكش كهنهٴ ميان فرقههاي رهباني و كشيشان آزاد نبود (مقدمه 2، 1709) كه گاه در برخي جاها فروكش ميكرد، ولي آماده بود تا در جاهاي ديگر سربلند كند.
ديديم (مقدمه 2، ص 1429) ايجاد دانشگاه كمبريج در سال 1209 نتيجهٴ مهاجرت دانشجويان ناراضي از آكسفورد بود. رويدادهاي مشابهي در حدود 1238 ـ 1264 براي نورتمپتن، درحدود 1238 ـ 1278 براي ساليسبري و بالاخره در سال 1334 براي استانفرد دانشگاه را چنان ناآرام ساخته بود كه ((تا سال 1827 همهٴ نامزدهاي استادي در آكسفورد قسم داده ميشدند كه در استانفرد تدريس نكنند.)) (رشدال 3، 90).
كالجهاي آكسفورد
علاوهبر صومعهها، در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم سه كالج تاسيس شده بود، يعني باليول (حدود 1260)، مِرتُن (حدود 1263) و دانشگاه (حدود 1280). مهمترين اينها از لحاظ ما مرتن بود، كه افراد آن بارها دراين مجلد ذكر شدهاند. علاوهبر جنبشي كه كالج مرتن در مطالعهٴ رياضيات و فيزيك در سدهٴ چهاردهم پديد آورد، موجب دو نوآوري ديگر هم شد: والتر دو مرتن بنيانگذار اصول زندگي كالجي بود كه براي دانشگاههاي انگلستان و كليساي آنگليكان سود و زيان بسيار داشته است. كالجهاي ديگر هم بي شك داراي حق تعيين متولي اوقاف بودند، ولي اين كار در كالج مرتن بسيار اصولي انجام ميگرفت، بدون اينكه موقوفات بهدست غير بيفتد. در وهلهٴ دوم، مرتن به داشتن كليسا، كتابخانه و بناهاي ديگر ممتاز بود و يك ((چهارخان))1 را تكميل كرد، كه هرچند در واقع، در نوعِ خود نخستين نبود، ولي سرمشق همهٴ چهارخانهاي بعدي شد. نخستين چهارخان ازپيش طرح شده گويا كالج كرپوس كريستي (پيكر مسيح) در كمبريج بود (در سال 1352 ايجاد شد)، و از آن پس اين طرح در دنياي جديد و قديم براي كالجها عموميت يافت.
در سال 1269 ـ 1270 والتر دو مرتن دورانديش براي كالج خودش در كمبريج خانهاي تهيه كرد، از قرار معلوم براي مواردي كه استادانش مجبور به ترك آكسفورد ميشدند. آن خانه، يعني مرتن هال، قديمترين بناي غيرديني كمبريج است؛ نام كنوني آن ((مدرسهٴ فيثاغورس)) در سدهٴ شانزدهم و بهناحق پيدا شد؛ چون ساختمان نه مدْرسي و نه فيثاغوري بود.